الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
332
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
او كند هر چند فرزندى از قريش باشد » ( 1 ) . البته آنچه گفته شد منافات با احترام خاص سادات و فرزندان با تقواى پيامبر ص ندارد كه اين احترام خود احترامى است به شخص پيامبر ص و اسلام و رواياتى كه در فضيلت و مقام آنها وارد شده نيز ظاهرا ناظر به همين معنى است . 2 - داستان تكان دهنده اصمعى در اينجا مناسب است داستانى را كه « غزالى » در كتاب « بحر المحبة » از « اصمعى » نقل كرده است و شاهد سخنان گذشته و حاوى نكتههاى لطيفى است بياوريم : « اصمعى » مىگويد : « در مكه بودم ، شبى بود ماهتابى ، به هنگامى كه اطراف خانه خدا طواف مىكردم صداى زيبا و غمانگيزى گوش مرا نوازش داد به دنبال صاحب صدا مىگشتم كه چشمم به جوان زيبا و خوشقامتى افتاد كه آثار نيكى از او نمايان بود ، دست در پرده خانه كعبه افكنده و چنين مناجات مىكرد : يا سيدى و مولاى نامت العيون و غابت النجوم ، و انت ملك حى قيوم ، لا تاخذك سنة و لا نوم ، غلقت الملوك ابوابها و اقامت عليها حراسها و حجابها و قد خلى كل حبيب بحبيبه ، و بابك مفتوح للسائلين ، فها انا سائلك ببابك ، مذنب فقير ، خاطئى مسكين ، جئتك ارجو رحمتك يا رحيم ، و ان تنظر الى بلطفك يا كريم ! : « اى بزرگ و اى آقاى من ! اى خداى من ! چشمهاى بندگان در خواب فرو رفته ، و ستارگان آسمان يكى بعد از ديگرى سر به افق مغرب گذارده و از ديدهها پنهان مىگردند ، و تو خداوند حى و قيومى ، هرگز خواب سنگين و خفيف
--> ( 1 ) مناقب ابن شهرآشوب ( طبق نقل تفسير نور الثقلين جلد 3 صفحه 564 ) .